با پیدایش تکنیک های آنالیز کروموزومی ناهنجاری های کروموزومی مثل سندرم داون کلاین فلتر ترنر و سندرم های تریزومی دیگر شناخته شدند. حداقل 20,000 ناهنجاری کروموزومی در بانکهای اطلاعاتی وجود دارد که اکثرا نادرند اما رویهمرفته سهم بزرگی در مرگ و میر دارند. ناهنجاری های کروموزومی سهم بزرگی از سقطهای خودبخودی و بدخیمی دوران کودکی و بزرگسالی را در بر دارد.

بروز ناهنجاری های کروموزومی:

ناهنجاری های کروموزومی در 10./. اسپرماتوزوا و 25./. اووسیت های بالغ دیده می شوند. 20-15./. حاملگی های تشخیص داده شده منجر به سقط خودبخودی می شوند. تقریبا 50./. این سقطها به علت ناهنجاری های کروموزومی مثل تریزومی 16 13 18 21 مونوزومی x تریپلوییدی و تتراپلوئیدی و در جنین های طبیعی بروز ناهنجاری های کروموزومی 20./. است هنگام تولد میزان بروز به 1 – 5/. ./. کاهش می یابد. گرچه در مرده زاها (Stillbirth). این میزان به 5./. می رسد. بیشترین سهم ناهنجاری های کروموزومی در سقط ها مربوط به مونوزومی x (20./.) و تریپلوئیدی (15./.) است.

سندرم داون (تریزومی21):

ارتباط زیادی بین بروز سندرم داون و افزایش سن مادر وجود دارد. از علایم بالینی دوران تولد هیپوتونی شیار پلکها متمایل به سمت بالا گوش کوچک و زبان بیرون زده, چینهای خارج چشم نقاط و لکه های سفید در عنبیه و براکی سفالی را میتوان نام برد. در 50./. آنها یک شیار کف دست دیده میشود. کلینوداکتیلی (کج شدن انگشت پنجم) ناهنجاری مادرزادی قلب (45-40./.)همراه با نقص دیواره بین بطنی و دهلیزی و باز ماندن مجرای شریانی از دیگر علایم بارز هستند.

ضریب هوشی بین 75 -25 می باشد. آن دسته از مبتلایانی که ناراحتی قلبی ندارند تا 50-60 سالگی زنده می مانند و بقیه دچار مرگزود هنگام می گردند. اکثر مبتلایان بزرگسال دچار الزایمر می شوند که به دلیل اثر دوز ژنی پیش ساز پروتئین آمیلو ئید روی کروموزوم 21 است.

در 95./. موارد تریزومی کروموزوم 21 وجود دارد که در بیشتر از 90./. آنها کروموزوم اضافی منشاء مادری داشته و به علت عدم تفکیک در میوز I  مادری رخ میدهد. جابجایی روبرت سوئین 4./. را دربر دارد. کودکان موزایسم نسبت کوچکی (1./.)را شامل میشوند.

ناحیه بحرانی در 22q21 تاثیر گذار است. کروموزوم 21 از لحاظ ژنی فقیر است (نسبت بالای AT/GC)).  وقوع مجدد تریزومی 21 به سن مادر بستگی دارد و معمولا به 1/200  تا 100/1 می رسد. در موارد جابجایی فامیلی این خطر برای مردان 1-3./. و برای زنان   15-10./. می شود. به استثنای حاملان نادر جابجایی q 21  21qکه احتمال وقوع مجدد 10./. می باشد. تشخیص پیش از تولد بوسیله cvs و بررسی سلول های آمنیونی انجام می شود. آزمایش غربالگری سه گانه و چهار گانه سرم مادری در هفته 16 حاملگی نیز انجام می گیرد.

سندرم پاتو و سندرم ادوارد:

بروز هر دو 1 در 5000 است و پیش آگهی ضعیفی دارند. نوزادان مبتلا در روزها و هفته ها ی اول تولد میمیرند.ناهنجاری های قلبی در 90./. موارد دیده می شود. این سندرم ها با سن مادری در ارتباطند و کروموزوم اضافی منشاء مادری دارد. 10./. موارد بر اثر موزاییسم یا نوآرایی نامتعادل (به ویژه جابجایی روبرت سونین در مورد پاتو) هستند. سندرم پاتو با شکاف لب و کام همراه است. تریزومی 18 یا سندرم ادوارد پس سری بر آمده و دستهایی گره کرده دارد.

حذف کروموزومی و سندرم های ریز حذف:

حذفهای قابل شناسایی توسط میکروسکوپ در نواحی انتهایی کروموزوم (4p-) (سندرم ولف – هیرش هورن) و (5p-) (سندرم فریاد گربه ) وجود دارد. اکثرا مشکلات یادگیری و اختلال در رشد دارند. تنوع سندرم ولف – هیرش هورن زیاد است. شیوع هر دو در حدود 1 در 50,000 تولد است. در برخی کودکان ظاهرا کروموزوم طبیعی هستند در حالیکه حذفهای کوچکی با FISH و پروب های ویژه لکوس مشخص شده است.

حذف های کوچک یا ریز حذف ها:

با استفاده از رنگ آمیزی نواربندی با حد تفکیک زیاد و FISH بسیاری از سندرم های ریز حذفی (میکرودلیشن) شناسایی شدند. در برخی موارد حذف تنها تعداد چند ژن منجر به سندرم های ژنی مجاور میگردد. برای مثال چندین پسر با دیستروفی عضلانی دوشن مبتلا به رتینیت پیگمنتوزا و فقدان گلیسرول کیناز شناسایی شده اند. لکوس های این بیمار بر روی XP21 قرار دارد.

در اکثر سندرم های ریز حذف چند ژن دخیل است که توسط میکروآرایه – CGH شناسایی می شوند.با این روش مشخص شده است که 10./. موارد عقب ماندگی ذهنی ایدیوپاتیک ناهنجاری های کروموزومی تحت میکروسکپی دارند.

درسهایی از سندرم های ریز حذفی

I. رتینوبلاستوما

اولین سرنخ برای محل ژن این بود که 5./. کودکان رتینوبلاستوما ناهنجاری های دیگری مثل مشکلات یادگیری نیز داشتند. در آنها حذف بینابینی ناحیه ای بر روی کروموزوم 13 مشخص شد. در ناحیه 13q14 لکوس اتوزومی غالب رتینوبلاستوما قرار دارد.

II. تومور ویلمز(wilms tumor)

کودکانی که نئوپلاسم کلیه یا تومور ویلمز 0هایپر نفروما) دارند با آنیریدیا (فقدان عنبیه) ناهنجاری های ادراری تناسلی و تاخیر در رشد و تکوین همراه هستند که به مجموعه آن سندرم WAGR می گویند. آنالیز های کروموزومی حذف بینابینی کروموزوم 11q13 و مطالعات مولکولی حذف چندین ژن در این ناحیه را نشان می دهند. ژن pax6 مسئول آنیریدیا WT1 مسئول تومور ویلمز در این ناحیه قرار دارد.

III. سندرم های انجلمن و پرادر – ویلی:

کودکان انجلمن خنده های نامتناسب تشنج هماهنگی ضعیف (آتاکسی) و مشکلات یادگیری دارند. کودکان پرادر- ویلی با هیپوتونیک چاقی و مشکلات یادگیری همراهند. اکثر این کودکان حذف های کوچکی در ناحیه 15q11-13 دارند. حذف کروموزوم پدری پرادر – ویلی و حذف همان ناحیه کروموزوم مادری سندرم آنجلمن را ایجاد می کند. در مواردی که حذفی وجود ندارد دیزومی تک والدی پدری (انجلمن) و مادری ( پرادر ویلی ) سبب ایجاد بیماری میشود. این حالت ها برای درک نقش گذاری ژنومی اساسی می باشد.

IV. سندرم دی جرج /  سدلاکوا / ولوکاردیوفاسیال(VCFS)

سندرم دی جرج شایع ترین سندرم ریز حذفی بوده و تقریبا 1 در 4000 تولد را به صورت اسپورادیک مبتلا می کند. ناهنجاری های قلبی و هیپوپلازی تیموس و پاراتیروئید از مشخصه آن است. بازوی بلند کروموزوم 22 در ناحیه 22q11.2 درگیر می باشد. و قطعه حذف شده ناحیه بحرانی دی جرج (DGCR) خوانده میشود. مبتلایان قادر به تولید مثل بوده و الگوی وراثتی بیماری اتوزومی غالب است. حذف 3MB بعلت وجود دو ناحیه تکراری با تعداد کم (LCR) در طرفین حذف است. هنگام میوز بر اثر جفت شدن اشتباهی کروموزوم ها و نوترکیبی بین این دو ناحیه حذف 3MB اتفاق می افتد. بسیاری از علایم فنوتیپی مربوط به نارسایی هاپلو ژن TBX1 است. برای تشخیص این افراد جستجوی ناهنجاری های قلبی وضعیت کلسیم و پاراتیروئید عملکرد سیستم ایمنی و ناهنجاری های کلیه حایز اهمیت است. نیمی از این افراد قد کوتاه و برخی از آنها کمبود هورمون رشد دارند و بعضی (حداقل 25./.) علایم شبه اسکیزوفرنی را نشان می دهند.

V.  مضاعف شدگی 22q11.2

در اثر جفت شدن اشتباهی LCR در سندرم حذف 22q11.2 گامتهایی با مضاعف نیز به وجود می آید که با آزمایش FISH شناسایی میشوند. فنوتیپ مشخصی برای مضاعف شدگی وجود ندارد" در برخی موارد مشابه علایم حذف می باشد که بسیار متنوع است. از مشکلات یادگیری تا ناهنجاری های چند گانه با بیماری های مادر زادی قلب شکاف کام و کری کاهش رشد پس از تولد پراکندگی دارد.

VI.   سندرم ویلیامز یا ویلیامز – بورن

این سندرم مربوط به حذف کوچک کروموزوم 7q11 است. هیپرکلسمی در کودکی تنگی آئورتی فوق دریچه ای (SVAS) و تنگی شریان ریوی از علایم بارز آن هستند. نارسایی های هاپلو 7q11 باعث از دست رفتن ژن کد کننده الاستین می شود که علت اصلی مشکلات عروقی است. مبتلایان ظاهر مشخصی با قد کوتاه لب پایینی بزرگ و شانه های شیب دار در کودکی برون گرا (معروف به سبک پارتی کوکتل) و کم کم با افزایش سن حساس و منزوی می شوند. اکثرا دارای مشکلات یادگیری و فاقد قدرت تولید مثلی هستند.

VII.  سندرم اسمیت – مگنیس

این سندرم به علت از دست رفتن 17p11.2 ایجاد می شود. همانند سندرم دی جرج مکانیسم حذف با نوترکیبی همولوگ بین LCR های چسبیده به این ناحیه اتفاق می افتد. مشخصه فیزیکی واضح نیستند اما بیماری مادرزادی قلب اسکولیوز نقایص شنوایی فیلتروم کوتاه خود آزاری و خواب منقطع در آنها دیده می شود.

VIII.  سندرم حذف Ip36

علایم آن شامل هیپوتونی میکروسفالی تاخیر در رشد مشکلات یادگیری شدید صرع (شامل اسپاسم های دوران نوزادی) ابروهای مستقیم چشمهای تورفته و هیپوپلازی میانی صورت هستند.

از دیگر سندرم های ریز حذفی میتوان لانگر – گیدیون (کروموزوم 8 )روبین اشتین- طیبی(کروموزوم 16) . میلر – دیکر (کروموزوم 17) را نام برد.

پروپ چند تلومری و مشکلات یادگیری:

استفاده از پروپهای زیر تلومری در بررسی افرادی با مشکلات یادگیری موثر است. بر اساس مشاهدات جابجایی های نامتعادل قابل حیات کوچک بوده و مربوط به نواحی انتهایی تلومری کروموزوم هستند. این ناهنجاری ها در 5./. افراد دیده شده است اما در افراد با مشکلات شدید یادگیری این میزان افزایش می یابد. نیمی از موارد خود به خودی و نیمی خانوادگی هستند امروزه تکنیک MLPA جایگزین پروپ های تلومری FISH شده است.

تریپلوئیدی:

افراد 69,XXX ,69,XXY 69,XYY به صورت خود بخودی سقط می شوند و تعداد محدودی به دنیا می آیند. این نوزادان تاخیر شدید رشد داخل رحمی دارند. سین داکتیلی (به هم چسبیدن انگشتان) در آنها شایع است. مواردی که به دلیل وجود دو دسته کروموزوم پدری هستند در اوایل یا وسط حاملگی سقط می شوند وبا تغییرات هیداتیفرم جزیی همراه هستند. مواردی با دو دسته کروموزوم مادری بیشتر زنده می مانند اما به ندرت به دوران نوزادی می رسند.

هیپوملانوز ایتو Hypomelanosis of Ito :

کودکان موزائیسم دیپلوئیدی / تریپلوئیدی می توانند علایم تریپلوئیدی را به صورت ضعیف تر نشان دهند. در شکل دیگری از علایم معروف به بیماری هیپوملانوز ایتو پوست الگویی از رگه های رنگدانه دار و بدن رنگدانه داشته که با خطوط تکوینی دوران رویانی پوست به نام خطوط بلاسکو مطابقت دارد. کودکان مبتلا مشکل یادگیری متوسط و تشنج دارند. الگوی مشابهب از رنگریزه های پوست در زنان با اختلالات وابسته به x غالب مثل اینکانتی ننتیا پیگمنتی دیده می شود.

اختلالات کروموزوم های جنسی

سندرم کلاین فلتر(47.XXY)

بروز آن 1 در 1000 تولد پسر است. این کودکان با مشکل یادگیری به ویژه مهارت های لفظی مواجه هستند. بزرگسالان قدی بلند ژنیکوماستی (بزرگ شدن پستان ها) زخم پا پوکی استخوان و کارسینو مای پستان دارند که با درمان تستوسترون صفات ثانویه ایجاد و از پوکی استخوان جلوگیری می شود. این افراد معمولا به دلیل فقدان اسپرم در مایع منی (آزواسپرمی)عقیم هستند.

منشاء کروموزوم اضافی به احتمال تقریبا برابری از پدر یا مادر می باشد" کروموزوم X اضافی مادری به دلیل سن بالای مادر است. بخش کوچکی از موارد به صورت موزائیسم (46,XY/47,XXY) است. به ندرت مردی با بیش از دو کروموزوم X دیده می شود (48,XXXY) یا (49,XXXXY) چرا که بسیار عقب مانده هستند و علایم فیزیکی شدید تر کلاین فلترها را دارند.

سندرم ترنر(45,X):

بروز آن 1 در 5000 تا 10,000 نوزاد دختر است. سندرم ترنر در سه ماهه دوم با اولتراسونوگرافی شناسایی می شود که با آدم (هیدروپس) یا تورم گردن (کیست خلفی گردن) یا افزایش ضخامت پشت گردن مشخص می گردد. در این سندرم ادم داخل رحمی گردن پرده دار استخوان متا کارپ چهارم کوتاه (بین مچ و انگشتان) نوک پستان ها فاصله دار و تنگی آئورت مشاهده می شود. هوش آنها طبیعی است و تفاوت های درک اجتماعی آنها در منشاء کروموزومی X می باشد. به خاطر نارسایی هاپلوژن SHOX در ناحیه اتوزومی کاذب قد کوتاهی دارند. تخمدان معیوب منجر به فقدان قاعدگی و عقیمی می شوند. درمان استروژن ویژگی های ثانویه جنسی را ایجاد کرده و از پوکی استخوان جلوگیری می نماید.

در 80./. موارد سندرم ترنر بر اثر از دست دادن کروموزوم X یا Y در میوز پدری ایجاد می شود. موارد موزائیسم با رده سلولی (46,XX) قابلیت باروری دارند اما موارد موزائیسم با (46,XY) دیسژنزی گناد ها دارند.

زنان XXX :

1/. ./. تولد ها کاریوتیپ 47,XXX دارند. کروموزوم X انسانی در 95./. موارد منشاء مادری دارد و از خطای میوز I به وجود می آید. این افراد ظاهری طبیعی دارند و بارورند کاهش مهارتهای هوشی زیاد نیست. زنان با دو یا چند کروموزوم X اضافی مشکلات یادگیری دارند.

مردان XYY :

بروز آن 1 در 1000 تولد پسر است. Y اضافی در اثر عدم تفکیک میوز II پدری و یا تقسیمات میتوزی پس از تشکیل تخم می باشد. چهره های طبیعی دارند و بارورند IQ آنها کمی پایین تر از حد طبیعی است.

سندرم X شکننده :

بروز آن 1 در 5000 پسر است و مسئول 4-8 ./. مردان با مشکلات یادگیری می باشد. شایعترین دلیل وراثتی مشکلات یادگیری بوده و اولین بیمار شناخته شده با جهش های پویاست. نام دیگر آن سندرم مارتین – بل می باشد. صورت این افراد بارز است " پیشانی برجسته گوشهای بزرگ صورت دراز و فک برجسته دارند. پس از بلوغ بیضه بزرگ (ماکرو- ارکیدیسم) ضعف بافتهای همبند مفاصلی با قابلیت کشش زیاد خطوط و شیار روی پوست و پایین افتادگی دریچه میترال وجود دارد. مشکلات یادگیری از متوسط تا شدید لکنت در صحبت بیش فعالی و رویا پرداز هستند. 50./. زنان با جهش کامل مشکلات یادگیری دارند.

نامگذاری این سندرم به علت وجود یک جایگاه شکننده نزدیک به تلومر در انتهای بازوی بلند کروموزوم X (Xq27.3) است که معمولا شکافی رنگ ناپذیر می باشد. در شرایط کشت خواص مثل فولات و حذف تیمیدین جایگاهای شکننده در بیش از 50./. سلول ها قابل شناسایی هستند اما برای شناسایی دقیق به روشهای مولکولی نیز نیاز است.

افراد سالم در 5UTR ژن FMR-1 در لکوس FRAXA حدود 10-50 تکرار سه نوکلئوتیدی CGG دارند که به صورت پایدار به ارث می رسد. اگر تعداد تکرار ها 59-200 باشد(پیش جهش) مستعد ناپایداری می شوند. تکرار های 51-58 حد وسط هستند. افراد پیش جهش حالت طبیعی دارند هر چند احتمال سندرم ترمور X شکننده / آتاکسی در بزرگسالان وجود دارد. اگر تکرار ها به بیش از 200 تکرار گسترش یابد (جهش کامل ) هنگام انتقال از میوز مونث و طی تقسیمات میتوز ناپایدار می شوند (جهش پویا یا دینامیک). آلل های طبیعی و پیش جهش با PCR شناسایی می شوند در حالی که برای شناسایی جهش های کامل باید از ساترن بلات استفاده نمود. در جهش  های کامل هیپر متیلاسیون صورت گرفته و در نتیجه رونویسی ژن FMR-1  سرکوب می گردد. ژن FMR 17 اگزون دارد و یک پروتئین سیتوپلاسمی کد میکند که در تکوین و عملکرد نورون های مغزی نقشی ضروری ایفا می نمایند.در ناحیه Xq28 ناحیه شکننده دیگری با علام بالینی خفیف تر به نام FRAXE وجود دارد که از توالی تکراری سه تایی CGG تشکیل شده و فراوانی آن 4/1 FRAXA می باشد. ناحیه دیگر FRAXA است که با ناهنجاری بالینی در ارتباط نیست.